تبليغاتX
خلوتگه رندان
خلوتگه رندان به زودی به روز می شود

نوشته شده توسط پیر مغان در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 22:34 | لینک ثابت |

 

برکناری وزرای نفت و صنايع و پيش از آن بر کناری وزرای رفاه و تعاون و نيز استعفای رييس سازمان مديريت، دولت احمدی نژاد را به عنوان دولتی که در دو سال نخست عمر خود بيشترين تغييرات، آن هم در مهمترين وزارت خانه ها و سازمان های تحت پوشش خود همچون سازمان مديريت را داشته ، ثبت کرد.استعفای دکتر رهبر به هنگام بود؛ او صدای آوار سازمان مديريت را شنيد و به موقع استعفا کرد، تا کفاره ويران کردن مهمترين سازمان برنامه ريزی و مديريت کشور بر دوش او نماند و به نام او ثبت نشود.

در اين ميان تغيير يا بر کناری وزرای نفت و صنايع حساسيت و اهميت بيشتری داشت؛ به نحوی که رييس قوه قضاييه هم وارد ميدان نقد شد و در همايش ساليانه ديوان محاسبات گفت:
"
برخی برخورد ها با وزيران منشا ضربه های سنگين به نظام تمام می شود.خصوصا در تبليغات که حرمت اشخاص مطرح است.اگر ما مکرر وزير را عوض کنيم، چيزی عوض نخواهد شد.بلکه بايد همت همين وزير فعلی را زياد کنيم."

وزير نفت که آسان به دست دولت نيامده بود، که به اين آسانی بر کنار شود.آقای وزيری هامانه چهارمين گزينه رييس جمهوربرای وزارت نفت بود. مجلس در بحث رای اعتماد به وزرا ، به رييس جمهور نشان داده بود که در مورد مديريت مهمترين و حساسترين وزارت خانه کشور اهل مماشات نيست. حال چه شد که وزير نفت به اين راحتی وارزانی برکنار شد؟                                                              
هر چند به دنبال برکناری وزير نفت، ادبياتی به کار گرفته شد که گويی وزير
نفت هم مثل وزير صنايع استعفا کرده است، ولی وی به صراحت اعلام کرد که بر
کنار شده است. مشکل رييس جمهور با وزير نفت از کجا آغاز شد که به برکناری انجاميد؟                                                    
آيا قرار بود در اين سال ها وزير نفت و صنايع برنامه مشخصی را اجرا کنند؟ و به شاخص های معينی برسند و نرسيدند؟

واقعيت گواه است که آنان به دليل عدم توفيق در اجرای برنامه برکنار نشده اند، که در اين صورت بسياری از وزرای ديگر کابينه در اولويت بودند. به تعبير مدير مرکز پژوهش های مجلس؛ وزير نفت و صنايع در برابر اعمال نفوذ حلقه اول مشاوران رييس جمهور که می خواستند در انتخاب و عزل و نصب مديران استراتژيک نفت و صنايع اعمال نظر کنند، ايستادند. يعنی دعوا بر سر لحاف ملا بود و نه اجرای برنامه.

نکته دوم، شتابزدگی و شيوه غير اخلاقی دولت در برکناری مديران ارشد خود بود. وقتی وزير مستعفی صنايع در جلسه معارفه سرپرست جديد وزارت صنايع شرکت نمی کند و وزير نفت سابق می گويد؛ استعفا نکرده ؛ بلکه برکنار شده است، اين ها نشانه شتابزدگی دولت مهرورزی ست؛ که نتوانسته حتی در درون دولت خود با همکارانش با مهرورزی رفتار کند.

جالب است که در حکم سرپرستان جديد وزارت نفت و صنايع رييس جمهور به برنامه چهارگانه ی دولت يعنی عدالت گستری و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا و تعالی مادی ومعنوی اشاره کرده است، که البته اين ها شعار است و نه برنامه. وزرا موظفند به شکل کمی و کيفی مجری برنامه توسعه اقتصادی و صنعتی و فرهنگی کشور باشند و اصول خط مشی برنامه را که از سوی مجمع تشخيص مصلحت ابلاغ شده است در نظر بگيرند. ظاهرا تمام بحث های مجمع و مصوبات مجلس اوراق بايگانی شده است. در اجرا هم شاهد اين دگرگونی های شوک آور در مديريت کلان هستيم.

انتخاب افرادی که نه دانش تخصصی اداره وزارت خانه مربوط را دارند و نه تجربه قابل توجهی در مديريت داشته اند و نه آن وزارت خانه را چنان که بايست به درستی می شناسند، ضربه مهلکی بر صنعت و اقتصاد کشور است. وزير برکنار شده نفت؛ سخن بسيار مهمی در باره شرايط فعلی وزارت نفت گفته است. آيا گوش شنوايی برای شنيدن سخنان او وجود دارد؟ او گفته است:| وزارت نفت وضعيت ارتش در سال 1357 را دارد؛ که عده ای می خواستند ارتش را منحل کنند و امام در برابر آنان ايستاد و از ارتش حمايت کرد!"                                                                                     
هنوز تجربه ويران کردن سازمان مديريت بدرستی سنجيده نشده است. بودجه سال 1387 و شيوه دفاع از آن نشان خواهد داد، که ويرانسازی که کار آسانی است، چه پيامدهايی می تواند داشته باشد. وزارت نفت از سازمان مديريت اهميت و حساسيت بيشتری دارد.اگر مديريت اين وزارت خانه و شرکت های تابعه آن در کشوری که اساس اقتصاد آن بر درامدهای نفتی مبتنی است، آسيب ديد؛ چه کسی مسئول و پاسخگوست؟ و چه کسی قرار است خسارت های وارده را جبران کند؟

بدون هيچ ترديدی از آغاز انقلاب تا به امروز هيچ دولتی اينگونه تجارب دولت های سابق را نفی، مديران ارشد نظام را چنين وهن و مديران همکار خود را چنين بی اعتبار نکرده بود.وقتی در اجتماع مردم، رييس جمهوربا لحن خاص خود گوش استانداری را می پيچاند! و در عمل بی اعتبار و برکنارش می کند؛ وقتی تصميم گيری در باره تقسيمات کشوری در جلسه سخنرانی استانی صورت می گيرد و اين سخنرانی به بحران و آشوب اقليد می انجامد، چه کسی مسئول است؟ وقتی که...

طرفداران دولت مهرورزی که به دليل آرامترين انتقاد رييس قوه قضاييه که در همه دنيا از جمله محترم ترين شخصيت های يک کشور است، بی پروا هر چه می خواهند، می گويند؛ وقتی که با وضع و ادبيات رايج شده همه را تاختند و هيچ کس را بر نتافتند، مطمئن باشند که چنين وضعی فردا گريبانگير دايره تنگ خودشان نيزخواهد شد. براستی اگر همان ماجرای اقليد و ماجراهای مشابه ،بررسی قضايی می شد، چه کسی می توانست پاسخگو باشد؟

 

                              *************************************

 

بزودی بخش چهارم مطلبم با عنوان " رو نمایی از چهره متظاهر حاج آقا!!! فرنوش فتح الهی و چوب حراجشان به بیت المال " را منتشر خواهم کرد

نوشته شده توسط پیر مغان در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 21:17 | لینک ثابت |

بدنبال انتشار خبر ضرب و شتم وحشیانه آقای اسدزاده وبلاگ نویس خوب و متعهد شهرمان توسط چاقو کشان و اجیر شدگان آقای " ر "  - از مسئولین سابق سازمان مسکن و شهرسازی - موج گسترده ایی از واکنشها و اعتراضات در بین وبلاگ نویسان استان شکل گرفت و قریب به اتفاق وبلاگ نویسان استان ضمن محکوم کردن این عمل غیر انسانی و غیر اخلاقی، با آقای مهندس اسد زاده اعلام همبستگی نمودند.

بر اساس اخبار موجود و آخرین نوشته های اسد زاده در وبلاگ بیکارستان نامبرده که از چند سال قبل بر سر افشای پرونده سیاه زمینخواری یکی از باندهای بزرگ شهر که با حمایت و همراهی آقای " ر " صورت می گرفت ، پست و شغل خود را در سازمان مذکور از دست داده بود ، در این اواخر و بدنبال اقداماتی که جهت افشای فعالیتهای غیر قانونی این باند انجام میدهد بارها از سوی عوامل این باند تهدید به جرح و حتی قتل می شود و در نهایت پس از آزار و تهدیدهای مافیای زمینخوار با توجه به انتساب آقای " ر " به آقای جواد جهانگیر زاده و حمایت ایشان از این فرد، طی ملاقاتی که با این نماینده محترم داشته است، ضمن ارائه اسناد و مدارک موجود که بر اساس نوشته وبلاگ فریاد خرداد بیش از یکصد صفحه است ،خواستار برخورد با فرد خاطی و تلاش برای متلاشی ساختن باند مذکور می گردد. که بدنبال آن نماینده مذکور مراتب دیدار و مذاکرات خود و موضوع ارائه اسناد را به آقای " ر" منتقل می کند تا پاسخ درخور و شایسته جهت منتبه ساختن آقای اسد زاده در راستای شعار پاسخگویی و اینکه دانستن حق مردم است به وی داده شود که پیرو آن و چند روز بعد، برادران عزیز لات و چاقو کش ضمن نوازش ایشان و ایجاد تغییرات لازم در دکور صورتشان ، ایشان را در خصوص سو تفاهم بعمل آمده روشن می نمایند. لازم به ذکر است که اقدام قاطع این عزیزان همانا در راستای طرح ارتقای امنیت اجتماعی و برخورد با اراذل و اوباش شهر صورت گرفته است.

ضمن عرض خسته نباشید به آمران و عاملان این اقدام انقلابی ، رجا واثق دارد این اقدام دشمن شکن باعث تنبه دیگر قلم بدستان - ببخشید کیبورد بدستان  - مزدور وبلاگ نویس که اینک بعد از مطبوعات معلوم الحالِ مضمحل و احزاب منحله و نا مشروع ، به پایگاه دشمن مبدل گشته اند گردد.

این است خشم انقلابی برادران مهرورز

      - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در شهر چه خبر

اخیرا و پس از اطلاع آقای فتح الهی از تلاشهای افشاگرانه آقای اکبرلویی برای بیرون کشیدن اسناد و مدارک تخلفات نامبرده ، بنا به توصیه ایشان ، عمال و اذناب نامبرده به سرکردگی گماشته اش علی محبوبی و نوچه وی سبحان نجف قلیان بر علیه آقای اکبرلویی که به تازگی کار خود را در خانه جوان آغاز کرده است اقدام به سمپاشی نموده و با تهیه طوماری ضمن دوره گردی برای جمع آوری امضای تشکلها ، خواستار برکناری ایشان از ریاست خانه جوان گشته اند ، همراهی علی محبوبی در این حرکت تخریبی ( نامبرده سابقه و پیشینه درخشانی در این زمینه داراست ) در حالی صورت می گیرد که قریب به اتفاق اخباری که بر علیه فتح الهی به بیرون درز کرده است از ناحیه ایشان صورت می گیرد و این نکته زمانی جالبتر می شود که بدانیم از برادر ایشان که کاندیدای مجلس شورای اسلامیست بعنوان متحد استراتژیک فتح الهی نامبرده می شود.

لازم به ذکر است که تا حال حاضر بسیاری از تشکلها ضمن رد بهانه های بنی اسراییلی گردانندگان این سناریوی کثیف، با اشاره به اینکه هنوز یک ماه هم از شروع به کار رئیس جدید خانه جوان نگدشته است از امضای طومار مذکور امتناع نموده اند .

همچنین پیش بینی می شود با انتصاب آقای طاهر بخشایی به سمت نماینده سازمان ملی جوانان در استان از شدت اینگونه اقدامات بر علیه اکبرلویی کاسته شود.

نوشته شده توسط پیر مغان در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 17:36 | لینک ثابت |

با عرض پوزش از وقفه ایی که به خاطر شرکت در مراسم درگذشت یکی از آشنایان در بروز کردن وبلاگم حاصل شد در این پست ذکر چند نکته را ( هرچند که زمان بعضی هم گذشته باشد عرض می کنم)

جناب فتح الهی عزیز که اخیرا  از رتق و فتق امور جوانان - بخوانید از امور ستاد تبلیغاتی خانه جوان- فارغ گشته اند ، اینار با قلبی آرام و خاطری جمع و شاد از اقدامات مشعشع قبلی شان که تنها و تنها برای رضای خدا بوده !!! و نه احیانا امور قبیحه تبلیغاتی، این روزها با تشکیل جلسات و اتاق فکر !!!!!!!!! (به نقل از موتلف و متحد بنده، برادر حاج سعید  -البته امامی نه ها - ) عزم جزم کرده اند تا ضمن افشای چهره واقعی عوامل استکبار جهانی، توطئه سازمان یافته آنان را در راستای وراندازی نرم و پشمین این برادر پاک و معصوم نقش بر خواب کنند ( چیزی در مایه های نقش بر آب ) و ویزلاگ ( مثل وبلاگه ) روشنی که شاید اسم دقیق ترش مقابله با روشنی هست ، حاصل کار این جمع حلف الفضولی ( اگه نمی تونید درست تلفظ کنید همون فضولی هم که بخونید مفهوم رو میرسونه) می باشد که به قلم آقای فتح الهی (بعضیا میگن تلفظ درستش علی الهی یه ) و میرزا بنویسی ر - خ ( از موجودات میکروسکوپی عهد دانیاسورها و وابسته به رده اِ وا تاک - همون آوا تاک - آغاز به در فشانی کرده .

آخه حاج سعید فریاد خردادی! راست میگن دیگه ، تو چرا هی گیر دادی به  اسم این فرنوش جون و هی میگی فرنوش فرنوش ، آخه چرا اینقدر به فرنوشای عزیز دیگه توهین می کنی و اونها رو شبیه این فرنوش می کنی. خب بیچاره تو بچگی زبون نداشته که بگه : بابا جون این اسم چیه که رو من میزاری آخه تو نمیگی فردا روز که من می خوام ادای اصولگرایی در آرم و تو انتخابات شرکت کنم برام مسئله ساز میشه ، البته درسته که مسئله اصلی آمریکاست و بقیه پشمن، ولی بابا جون اینم خودش مسئله س دیگه. و حالا که واسه خودش مرد بزرگی شده به کوری چشم دشمنان و ایادی استکبار - عکسی که برا کاندیداتوری دور دوم شورا در بیلبرد های سطح شهر نصب کرده بود یادتونه چقدر بزرگ می نمود - میتونه بره اسمشو عوض کنه خب ، البته خدا وکیلی اگه اسمشو بجا محمد صادق، جعفر کذاب می گذاشت با مسمی تر بود تا این اسم غیر همگون. مگه نه ؟

یه مطلب دیگه خطاب به فرنوش عزیز

علی رغم اینکه تو اون عکس و با اون کتابهایی که زیر آرنجت داشتی آبشونو می چلوندی خیلی بزرگ جلوه می نمودی و رای هات رو هم مدیون عکاس اون عکسی، خیلی ساده ایی، همونهایی که به زعم خودت باید برات رای درو کنند دارن شاخ و برگهات رو درو می کنن ، آخه آدم چقدر باید ... باشه که ندونه از کجا داره می خوره و درزش از کجاست؟ میگی نه؟! کامنت خصوصی وبذار بگم چرا


چند روز قبل آقای شیرازی در وبلاگ موج سوم در باره ریزه خواری ها و کاسه لیسی های مصطفی زاده نویسنده روزی نامه الدوز ، مطلب جالبی نوشته بود و در مورد خصوصیات نژادی این موجود اظهار نظر کرده بود که جالب بود ، این موجود که به یمن استعداد ذاتی خودش راههای ترقی رو یک شبه طی کرده ، کارش رو از دم تکانی به جریان دوم خرداد و مشارکت شروع کرد و با استفاده از ابزارهای ترقی چون دستمال یزدی و لیف کشی برا مقابلی در روابط عمومی استانداری جلو برد . بعد هم که وظیفه بادمجان دور قاب چینی دیگر عزیزان را با درجه ممتازی به پایان رساند و الان هم در راستای خدمت به  برادران ارزشی و غیر ارزشی انجام وظیفه می کنه و روزی نامه وزین - با کسره بخوانید  - الدوز رو منتشر می کنه، بلاخره آدم باید حواسش به مسیر وزش باد باشه دیگه 

 منتظر قسمت بعدی مطلبم تحت عنوان " رونمایی از چهره متظاهر ... "  باشید

نوشته شده توسط پیر مغان در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

 

پیش از پرداختن به قسمت سوم پست قبلی ذکر نکته ایی را خالی از لطف نمیدانم و آن اینکه این وبلاگ تنها در راستای گفتن شرط بلاغ و شناساندن سره از ناسره برای مردم همیشه در صحنه - بخوانید همیشه رنجور از مکر ماکرین - اهتمام دارد و با هیچ فرد و گروهی حساب شخصی و کینه و بغضی ندارد

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم                             تو خواه پند گیر و خواه ملال


باقیمانده از پست قبلی بند ۳

۳) تاسف بارتر اینکه مطرب نوازی های فتح الهی حتی در شب رحلت حضرت معصومه (س) - جمعه ۷ اردیبهشت نیز همچنان پربارتر از قبل !!! برگزار می گردد و آب از آب هم تکان نمی خورد ، نه از جماعت و امت کفن پوش خبری میشود و نه از طومارهای امضای چند متری و نه در بولتن های خاص به آن اشاره ایی می گردد. در حالی که اگر این عمل نعوذبالله سهوا در دوره مدیریت اصلاح طلبان اتفاق می افتد آنگاه می دیدی که چه سینه ها که به خاطر به خطر افتادن اسلام چاک نمی شود و چه گلو ها که از برای تخریب و بی اعتنایی به ارزشها دریده نمی گردد ، لابد آقایان رحما بینهم را  آنجور تفسیر می کنند و اشدا علی الکفار را اینجور.

۴)این آقا تمام سکنات و رفتارشان و حتی آب خوردنشان هم، در خانه جوان و سازمان ملی جوانان برای اخذ و گدایی رای بود و هر فرد و مراجعه کننده ایی را شناسنامه ایی می دیدند که باید بنام مبارک ایشان مهر می خورد و جالب اینکه از بیان و آشکار نمودن این موضوع نیز هیچ ابایی نداشتند بعنوان مثال در یکی از جلسات توجیهی که برگزار فرموده بودند ، در مقام  اثبات اقتدار و صلابت رای خود و در مورد اخراج آقای مهدی صمدی از خانه جوان می فرمایند " مگر این صمدی کیه و چند نفر دور و برش داره فوقش اینه که در جامعه فارغ التحصیلان ۴ نفر هستند اصلا بگذار این ۴ نفر به من رای ندهند ، من احتیاجی به آن ۴ تا رای ندارم شماها دیدید که من با اقتدار تمام او را اخراج کردم و هیچ ملاحظه ایی هم در این زمینه ننمودم " یا بارها تصریحا و تلویحا خطاب به اشخاص و تشکلهایی که از بخشش های کریمانه ایشان بهر مند می گشتند ، لطف و عنایت خویش را به آنها گوشزد و خواستار همراهی متقابل می گشتند.

۵) مهمتر و جالبتر از همه اصرار و ابرام ایشان در تکرار و ارتکاب تخلفات عدیده مرتکبه حتی پس از استعفاست که عملا جرم مضاعف و دهن کجی به قانون می باشد. نامبرده پس از استعفا از نمایندگی سازمان و خانه جوان ارومیه(۲۱/۴/۸۶) ، با حضور در محل خانه جوان - در یکی از اتاقهای خانه و بعضا سالنهای زیر سکوها - به امضای  صد ها فقره نامه و اسناد مالی مبادرت نموده که البته تاریخ اسناد و نامه ها به قبل از تاریخ استعفا تنظیم می شده است. و تنها در یک مورد و قبل از آمدن سرپرست جدید در حضور و با همراهی آقایان خرم مسلک و محبوبی ، قبول زحمت فرموده و از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۵/۴ بعدازظهر نسبت به امضای نامه و اسناد مالی - از جمله اسناد مالی کمکهای میلیونی به چندین تشکل  خاص - اهتمام ورزیده اند . تیم محترم رسیدگی کننده به پرونده تخلفاتی نامبرده به سادگی و با مراجعه به آقایان عوض خرم مسلک ، علی محبوبی و نجفقلیان که فتح الهی را در ارتکاب این تخلفات همراهی نموده اند به عمق و شدت تخلفات بعمل آمده دست یابند .

در پست بعدی در رابطه باموارد تخلفاتی همایش - بخوانید نمایش - تبلیغاتی پیامبر اعظم که بنام پیامبر اعظم و به کام فتح الهی معظم برگزار گردید خواهم نوشت.

 

نوشته شده توسط پیر مغان در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 14:33 | لینک ثابت |

آقای فتح الهی که مشخصا به خانه جوان و سازمان ملی جوانان بعنوان ابزار و فرصتی طلایی برای مطرح کردن خویش و اخذ رای نگاه می کردند تا فرصتی برای خدمت به همشهریان، بلاخره پس از سالها خون دل خوردن و بهر دنائتی در راستای تخریب شخصیتی دیگران تن دادن و تلاش برای قالب کردن خود به مجموعه جوانان و استفاده از این به زعم خود فرصت طلایی پیش آمده، توانستند بر مسند سازمان ملی جوانان جلوس نمایند و سرمست از این توفیق، عنان از کف داده به غارت و چپاول بیت المال و تبدیل آن به بیت الحال خویش در جهت جمع آوری رای مشغول گشته اند و هر حرکتی و هر قدمی که در این مدت برداشته اند صرفا در راستای  کارهای تبلیغاتی و برای کاندیداتوری مجلس بوده و از همین روی است که چوب حراج و تطاول ایشان بر اموال مجموعه تحت امرشان گرچه افسدی کریه ولی از شخصیتی همچون حاج آقا!!! قابل انتظار و توجیه است که در این قسمت بعنوان مشتی نمونه خروار به بخشهایی از این چپاول و غارت اموال و اعتبار مجموعه می پردازم .

بخشی از اقدامات غیر قانونی ، غارت و حاتم بخشی های غیر قانونی آقای فرنوش فتح الهی که در حال حاضر بررسی آنها در دستور کار تیم بازرسی استانداری قرار گرفته است:

۱) ایجاد و تاسیس تشکلهای فرمایشی برای ابواب جمعی و اطرافیان خود به منظور بهره مندیشان از حاتم بخشی های آقای فتح الهی و ریزه خواری از این خوان گسترده ، بدین صورت که آقای فتح الهی در جلسات محفلی خویش، دوستان و اطرافیان را توجیه و برای تاسیس تشکل ( در حد ارائه نام  ) و برخورداری از کمکهای مالی میلیونی و بی حساب و کتاب دعوت می نمودند که در پی این اقدامات سیلی از درخواستها راهی نمایندگی سازمان می گردد و جالب اینکه بسیاری از این تشکلهای فرمایشی و خود ساخته، قبل از طی مراحل قانونی و حتی قبل از ثبت، از کمکهای میلیونی آقای فتح الهی این حاتم طاعی دوران که حتی این اواخر دیگر دست کمیته امداد را نیز از پشت بسته بود ، برخوردار می گشتند و بازرسان محترم استانداری با یک مراجعه می توانند دست کم بیش از ۱۰۰ مورد از این نوع حاتم بخشی ها را که بدون هیچ ضابطه ایی و تنها در ازای ورق پاره ایی به نام درخواست از سوی متقاضیان - بخوانید ابواب جمعی آقای رئیس - به آنها پرداخت گردیده، دست یابند برای نمونه فقظ در یک مورد شخصی بنام ح ق با هدایت شخص فتح الهی تقاضای تاسیس ۱۰ تشکل !!!!!!! را به نمایندگی ارائه داده که نهایتا با تاسیس ۵ تشکل توسط نامبرده و خواهر و برادر و... موافقت می شود و این در حال است که اولا هر دو مرجع نظارتی برای استعلام تشکلها ( اداره اطلاعات و نیروی انتظامی) صلاحیت نامبرده را بدلیل فرار ایشان از جبهه جنگ و پناهندگی به ترکیه و .... رد کرده بودند ولی با تاکید شخص فتح الهی پرونده این تشکلها برای طی مراحل ثبت به تهران ارسال می شود و یکی از اتاقهای خانه جوان نیز در اختیار این تشکها با نامهای آیه های آسمانی و چند آسمانی دیگر قرار می گیرد. دوما تاسیس این تشکلها و اعطای پولهای آنچنانی به آنها در حالی صورت گرفته است که سازمان بر عدم تاسیس تشکلهای جدید بدلیل خارج شدن اختیار این مسئولیت از دست سازمان و تفویض آن به نیروی انتظامی تاکید ورزیده بود.

خوب است بازرسین محترم به در خصوص گیرندگان کمکها، نحوه پراختها و محل هزینه کرد آنها دقت لازم را مبذول فرمایند.

۲) پرداخت میلیونها تومان کمک مالی به هیات ها ، مساجد و دستجات و تشکل های مختلف از محل اعتبارات خانه جوان ارومیه، این در حالی صورت گرفته است که اولا خانه جوان یک مجموعه هیات امنایی و با اساسنامه مشخص می باشد که هیچ وظیفه ایی در خصوص پرداخت این قبیل کمکها ندارد و دوما مجموعه به دلیل خودگردان بودن و افت شدید درآمدها با کمبود اعتبار مواجه و از پرداخت حقوق و مزایای پرسنل خود عاجر بوده است. در این زمینه لازم به توضیح است که بخشی از وجوه اعطایی بصورت غیر قانونی از حساب نمایندگی سازمان ملی جوانان برداشت و به حساب خانه جوان واریز گشته تا بدور از چشم سیستمهای نظارتی به افراد و دستجات پرداخت گردد.

۳) تبدیل مجموعه تحت امر به ستاد انتخاباتی و انجام اقداماتی با رنگ و بوی صرفا تبلیغاتی، بعنوان نمونه فتح الهی از ابتدای سال جاری و در راستای تحرک بخشی به فعالیتهای خویش با تحمیل هزینه های سرسام آور و بالا آوردن بدهی برای مجموعه، جمعه هر هفته اقدام به برگزاری کنسرت موسیقی نموده بودند ( لابد برای انبساط خاطر جوانان عزیز و رهایی از رنج مشکلات بیکاری و هزاران معضل دیگر ) و تنها در یک مورد و در هر اجرا مبلغ ۵ میلیون ریال به عاشق (خواننده ) کنسرت پرداخت می نمودند.

به منظور پرهیز از طولانی شدن مطلب ، ادامه موضوع در پست بعدی (فردا).

نوشته شده توسط پیر مغان در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 23:26 | لینک ثابت |

رونمایی از چهره متظاهر حاج آقا!!!! فتح الهی و چوب حراجشان به بین المال- قسمت اول

قصد دارم در آستانه انتخابات به مدد و خواست خدا و در حد توان و اطلاع، از چهره های کریه و ملونی که با پنهان کردن خود در زیر القاب خدایی و ادا و ادعای اصول گرایی ، چوب حراج بر بیت المال زده اند و از هر دنائتی فرو گذاری نکرده اند ، رونمایی کنم و پرده از چهره کریه شان بزدایم که اینان عزم جزم کرده اند اینبار بر سر خوانی گسترده تر نشینند و خون بیشتری از این ملت در شیشه کنند.

در مجال اول از سه لمپن هم قسم خواهم گفت ، سه یار دبستانی که خصم یاران دبستانی اند. از سه هم پیمانی که قسم خورده اند با بیت المال و حق این ملت آن کنند که خصم با خرمشهر نکرد و دزد با ارث بی میراث این معاملت ننمود.

از آقایان فتح الهی ، محبوبی و سوم ایشان جهانگیرزاده اگر این پیمان نامیمون نگسلد

اینبار و در این پست، قرعه فال بنام آقای حاج آقا !!!! فتح الهی ( محض رضای خدا ببینید عناوینی را که مردم تکریمشان میکردند و حرمتش می داشتند چگونه به تمسخر کشیده اند و به لجنش آغشته اند !؟)افتاده است و من سخن خویش با این جمله می آغازم << خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار >> تا مددی از خدا گیرم و همگان بدانند متلمذ کدامین مکتبم. یا حق


تیم بازرسی استانداری در خانه جوان

شاید کمتر از یک سال است که آقای فتح الهی بر مسند حکومت نو رسیده خود در خانه جوان و استانداری تکیه زده و تا بیست و یکم ماه قبل گاه گداری که از زحمت کاسه لیسی در جلسات فارغ گشته بر این مسند جلوس نموده و خسته از گرد راه، لبی به آب میوه ایی خیس نموده اند. جناب فتح الهی عزیز واقعا هنرمند تشریف دارند که در عرض کمتر از یک سال آنهم حداکثر با روزی یک تا دو ساعت حضور در محل کار چونان معامله ایی با بیت المال نمودند و آش آنقدر شور شد که حتی نوبت به تغییر دولت هم نرسید و هم آنانی در پی افشای گندکاری های ایشان بر آمده اند که کمتر از یک سال قبل این خوان نعمت را مقابل ایشان گسترده اند.

برابر اطلاع حاصله، تیم بازرسی استانداری با تاکید و نظارت شخص استاندار در خانه جوان ارومیه حضور یافته اند و در حال بررسی اسناد و مدارک دوران طلایی زمامداری و یکه تازی های آقای فتح الهی اند .

 در حالیکه شاید این اولین آزمون جدی برای جناب آقای دکتر قربانی استاندار محترم در برخورد با فساد مالی و اداری مجموعه تحت امر باشد آقای فتح الهی و هم پالگی هایش از هم اکنون در محافل و مجامع متعدد ،  این اقدام بجا اما دیر هنگام استاندار محترم را در راستای برخوردهای انتخاباتی !!! بخاطر کاندیداتوری همسر استاندار قلمداد می کنند، نظیر همان قشقرقی که در جریان معارفه آقای مهندس بازیان بعنوان شهردار براه انداختند.

به منظور پرهیز از طولانی شدن مطلب اطلاعات جزئی تر ماجرای بالا آمدن گند کاریهای آقای فتح الهی را فردا درج خواهم نمود.

نوشته شده توسط پیر مغان در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 18:0 | لینک ثابت |
 

حمایت احمدی نژاد و پلیس امنیت اخلاقی

به دنبال حمايت محمود احمدی نژاد از طرح های ضربتی نيروی انتظامی در مبارزه با بدحجابی و افزايش محدوديت های اجتماعی، فرمانده نيروی انتظامی از تشکيل «پليس امنيت اجتماعی» و پليس امنيت اخلاقی» خبر داد.

وی با اشاره به طرح های مختلفی که نيروی انتظامی از ابتدای سال جاری به اجرا گذاشته، در بيان دلايل تشکيل پليس امنيت اجتماعی و پليس امنيت اخلاقی از «رفع مشکل ساختارهای موقت در پليس برای اجرای اينگونه طرح ها ، ساختار پليس امنيت اجتماعی و در زيرمجموعه آن پليس اخلاقی» سخن گفت.

تشکيل پليس امنيت اجتماعی

اسماعيل احمدی مقدم-باجناق احمدی نژاد- طی اظهاراتی که از سوی واحد مرکزی خبر انتشار يافت تشکيل پليس امنيت اخلاقی را بر آمده از«مطالعات علمی نيروی انتظامی» معرفی کرد و گفت «ما با سرعت‌ در حال‌ تامين‌ نيروی‌ انسانی‌ و تجهيزات‌ مورد نياز نيروی‌ انتظامی ‌در پليس‌ استان‌ تهران‌ هستيم‌ و اين‌ نيرو با قدرت‌ به‌ وظايف‌ خود در طرح‌ امنيت‌ اجتماعی‌ و اخلاقی‌ عمل‌ می‌ کند‌».

فرمانده نيروی انتظامی که در جمع فرماندهان نيروی اين نيرو در تالار نژاد فلاح شهرستان کرج سخن می گفت، يکی ديگر از اهداف «تاسيس پليس امنيت اخلاقی در نيروی انتظامی را« مقابله با تهديدهای مستمر دشمنان در زمينه براندازی سياسی از طريق فروپاشی فرهنگی» عنوان کرد و افزود«همين مسئله دشمنان انقلاب را بسيار نگران کرده است».

فرمانده نيروی انتظامی گفت، يکی ديگر از اهداف تاسيس پليس امنيت اخلاقی در نيروی انتظامی «مقابله با تهديدهای مستمر دشمنان در زمينه براندازی سياسی از طريق فروپاشی فرهنگی» است 

وی در توجيه «طرح مبارزه بدحجابی مردان» نيز گفت «هدف اين طرح حذف نمادهای گروههای انحرافی و شيطانی غرب است» و افزود «اين نمادها تنها نشان مد نيست بلکه حاوی نمادهای سياسی است.»

نيروی انتظامی نيروی امنيتی است

احمدی مقدم از ورود نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و افزود «افرادی که با چاپ يا انتشار مطالبی زمينه ساز اختلاف ميان دستگاههای دولتی و مردم هستند هدف چهارم طرح ارتقای امنيت اجتماعی اند».

وی در تشريح هدف جديد نيروی انتظامی در طرح امنيت اجتماعی گفت « در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسئولان را زيرسوال ببرند يا صحبت های آنان را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد.»

وی گفت «نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و با شناسايی و زيرنظر داشتن اين افراد و خطوط اتصالی آنان با دشمنان انقلاب ، آنها را مهار خواهد کرد».

خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا نيز به نقل از فرمانده نيروی انتظامی اين نيرو را «نيرویی امنيتی» نام داد و از تجليل آقای احمدی مقدم نسبت به پخش اعترافات تلويزيونی هاله اسفندياری، کيان تاجبخش و رامين جهانبگو در برنامه ای با عنوان «به اسم دموکراسی» خبر داد.

بنا بر اين گزارش فرمانده انتظامی با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» در رسانه ملی گفت «با پخش اين برنامه، مردم با ابعاد براندازی نرم بيشتر آشنا شدندº اما واقعيت آن است که اين موضوع تنها از طرف خارجی‌ها دنبال نمی‌شود،بلکه امتداد ابعاد آن را بايد در داخل نيز جست‌وجو کرد.»

 در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسئولان را زيرسوال ببرند يا صحبت های آنان را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد

فرمانده نیروی انتظامی

وی افزود «زير سؤال بردن اقدامات امنيتی و انتظامی، تئوريه‌پردازی، تضعيف روحيه نيروی انتظامی و دستگاه قضايی و ناکارآمد نشان دادن اقدامات آنها از شقوقی است که نيروی انتظامی آن را بی‌ارتباط با ابعاد براندازی نرم نمی‌داند و به عنوان يک دستگاه امنيتی متوجه اين اقدامات بوده است».

اسماعيل احمدی مقدم انتقاد از طرح امنيت اجتماعی و مبارزه با بدحجابی را«اقدامات سازمان يافته اين گروهها در قالب حمله به امنيت اخلاقی، اجتماعی، اختلاف‌افکنی» خواند و هشدار داد«اين افراد فکر نکنند که می‌توانند از فضای آزاد کشور استفاده کنند و به اقدامات خود ادامه دهند.»

وی در عين حال ارتباط طرح امنيت اجتماعی با طرح های دولت خبر داد و از جمله ارتباط «طرح جمع آوری اراذل» با «سهميه بندی بنزين» را تائيد کرد. احمدی مقدم در اين مورد گفت «اگر طرح جمع‌آوری اراذل و اوباش نبود، آنوقت می‌ديديد که بعد از قضيه سهميه‌بندی بنزين چگونه اين افراد در گروه‌های غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکه‌های ناامن کننده کشور بر هم می‌زدند.»

«ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود»

رييس جمهوری اسلامی ۲ روز پيش در يک برنامه تلويزيونی، از طرح امنيت اجتماعی نيروی انتظامی حمايت کرد.

وی ۲ سال قبل با شعار برقراری عدالت و رفع فقر در انتخابات شرکت کرد و در برنامه تلويزيونی «گفتگوی ويژه خبری» اخبار مربوط به ايجاد محدوديت های اجتماعی در صورت پيروزيش را تکذيب کرد.

آقای احمدی نژاد با گذشت دو سال از رياست جمهوری در همان برنامه ضمن استقبال از عملياتی شدن طرح ارتقای امنيت اجتماعی گفت « اين طرح به معنای تامين امنيت اجتماعی، يک چيز ضروری است.»

رييس جمهوری اسلامی هدف طرح هايی چون «مبارزه با بدحجابی»،يدطرح جمع آوری اراذل» و ديگر طرح های ضربتی نيروی انتظامی در ماههای اخير را که تحت عنوان»يطرح امنيت اجتماعی اجرا می شود را « برخورد با اراذل واوباش» برشمرد و گفت « ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود».

غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی و متحد آقای احمدی نژاد نيز چهارشنبه گذشته گفت «طرح ارتقاء امنيت اجتماعی تا ريشه کنی رفتارهای ضد امنيتی بايد ادامه يابد».

به گفته ناظران جناح حاکم بر ايران، در حال حاضر به دليل شکست شعارهای رفع فقر و گسترش عدالت می کوشند تا با ايجاد فضای امنيتی و پليسی در کشور اعتراضات عمومی را سرکوب کنند.

طی يک سال گذشته اعتراضات گسترده معلمان و کارگران به شدت سرکوب شد و ده ها دانشجو و فعال اجتماعی بازداشت شدند.

از ابتدای سال جاری نيز هزاران زن و مرد جوان به دليل نوع پوشش خود دستگير شده يا تذکر دريافت کردند و اعتراضات مردم در قبال سهميه بندی بنزين نيز به شدت سرکوب شد.

نوشته شده توسط پیر مغان در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 21:40 | لینک ثابت |

بنام دوست

مدتیست که یکی از دلمشغولی های اینترنتی من، سر زدن به وبلاگ همشهریان و دوستان هم استانیست و از شما چه پنهان که دیدن شور و نشاط و تحرک اخیر این دوستان، مرا نیز بر آن داشت تا رخت تنبلی برکَنم و ردای همت برکُنم و عزم را جزم نمایم و نوشتن آغازم ، می دانم که شروع این کار آسان و استمرارش مشکل است . اما شوق نوشتن بر  عافیت طلبی فایق آمد و این وبلاگ حاصل گشت. امیدوارم این وبلاگ در حدی باشد که بتوان گفت برگ سبزیست تحفه درویش .

این وبلاگ بعنوان دفترچه یاداشت الکترونیک من خواهد بود و لاجرم از هر دری سخنی در آن مکتوب.

خدایا چنان کن سرانجام کار                    تو خشنود گردی و ما رستگار

 

 

نوشته شده توسط پیر مغان در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 1:38 | لینک ثابت |
 
offshore